تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و گفت : اين پول را بگيريد براى ناهار ، يك مقدارى هم را براى خو دش برداشت و گفت اين هم براى من ؛ شب هم خدا را داريم « و من يتوكل علي الله فهو حسبه » مؤذن گفت الله اكبر بساطش را برداشت رفت دنبال نمازش بعد هم رفت . دنبال حرمش عصرى هم آمد بساطش را پهن كرد و دو دفعه كسبش را شروع كرد . روز اول ، روز دوم ، روز سوم ، ديدم اين مقيد است به ظواهر اسلام . اين مقيد به ظواهر اسلام است ، آن مقام توكل است . گفت روز سوم به او گفتم كه اين آقايى كه هر روز مىآيد پيش تو كى است ؟ گفت بله چند روز نيامد يعنى تو مزاحم هستى كه او نمىآيد اما مىآيد يك حرفهاى خوب خوب دارد بعضى اوقات يك غيبتى دارد و بعضى اوقات مىگويد مثلًا علىاكبر از كجا به روى زمين افتاد اينجا بود كه حسين بالاى سر قاسمش آمد . اينجا به ما نشان مىدهد كه بالاخره هستند افرادى كه يك قدرى اوج گرفتند وقتى چنين شد ديگر آنچنان نمىبينند . ديده‌اى خواهم سبب سوراخ كن تا سبب را بركند از بيخ و بن و برسد به يك مقامى كه همان مقام توكل در توحيد افعالى كه خواص دارند ، نه آن كه در پيش خاص الخواص هست ، آن كه در دسترس ما نيست و نخواهد بود و نخواهد شد . اين را هم بايد من
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 93 | الشيخ حسين المظاهري