اينجاست كه اين مجالس خوشگذرانى و همين قمار بدون برد و باخت هم نه تنها شيرينى نماز و لذت مناجات با خدا و عشق كمك به ديگران و حضور در جبههاى مختلف دفاع و جهاد را از دلها مىبرد ، بلكه او را كاملًا منغمر در دنياى ماديت مىسازد و از او يك توجيهگر عليه دين و قرآن بار مىآورد و سرانجام او را از هستى ساقط مىسازد .
جدايى اندلس ( اسپانيا ) ، غمنامهء عياشى
داستان تلخ جدايى اسپانياى متمدن و مسلمان ، از پيكرهء جامعهءاسلامى را همگان مىدانيم و بارها با شنيدن و مطالعهء آن در خود احساس شرمندگى و اندوه و خشم كردهايم ، اين ماجرا حاصل عينى و شاهد صادق وجود شوم عياشى و لهو و لعب و اتراف در ميان افراد يك جامعه ، زنگ خطرى است كه فرارسيدن ايام بدبختى و نابودى انسانها را در پس از بين رفتن غريزه مذهب و شعلهور گرديدن غرائز حيوانى از جمله غريزه شهوت و روىگردانى و اعراض از حق و حقيقت و تمسخر و استهزاء باورهاى دينى و هجوم يك زندگى نكبتبار و شوم و بىبركت ، فرياد مىكند ، زيرا كه عياشى مساوى است با بىتوجهى به همه ارزشها و خوبىها .