بهر صورت ، حالت توبه يكى از بهترين راههاى ارتباط با خداوند و از عواملى است كه غريزه مذهب را به نحو چشمگيرى بيدار كرده و آن را تقويت مىنمايد .
داستان توبه عبد فرار
چه بسيار افرادى را مىشناسيم كه به خاطر توبه از گناه ، غبارهاى نشسته بر آينه شفاف غريزه مذهبشان را زدودند و راه صد ساله را در يك شب و گاه در يك لحظه پيمودند .
به عنوان مثال در زمان عالم بزرگ و معلم اخلاق ، مرحوم آخوند همدانى كه از مشاهير بزرگ نجف اشرف بودند و در سير و سلوك ، مقام بالايى داشتند و عارفان و سالكان نامورى در محضرشان تعلم كردهاند مردى بوده به نام عبد فرار كه مردم او را به اين لقب مىشناختند .
نقل مىكنند كه او وقتى وارد صحن حرم حضرت امير ( ع ) مىشد همه واهمه مىكردند و مواظب بودند تا شر وى آنها را نگيرد ، به همين خاطر راه برايش باز مىنمودند و حتى گاهى به او ، سلام هم مىكردند . در يكى از روزها ، در صحن مطهر اميرالمؤمنين على ( ع ) به مرحوم آخوند همدانى بر مىخورد و با بىاحترامى با ايشان برخورد مىكند . آن عالم عارف نگاه تندى به او كرده فرمودند : ما اسمك ؟ اسمت چيست ؟ او با غرور جوانى و غرق در مستى قدرت جواب داد : من را نمىشناسى ؟ ! من عبد فرارم . تا اين جمله را گفت ، مرحوم آخوند همدانى از همين جمله استفاده كرده و فرمودند : افررت من الله ، ام من رسوله ؟ ! از چه كسى فرار كردهاى ؟ از خدا يا پيغمبرش ؟ !
اين جمله ، زمينه يك آتشسوزى عظيم در پردههاى غفلت و غرور و خودخواهى فرو افتاده بر غريزه مذهب او را فراهم آورد و جرقهاى بر انبار جانش زد ، لذا مرتباً با خود ، اين نداى ملكوتى آن عارف بزرگ را زمزمه مىكرد كه : افررت من اللهام