تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
من رسوله ؟ با حالتى زار به خانه بازگشت و از شدت پشيمانى به خود مىپيچيد تا اينكه در نيمه‌هاى شب در اثر كثرت ناراحتى جان به جان آفرين تسليم كرد . صبح روز بعد آخوند همدانى به درس حاضر شدند و وقتى جمعيت شاگردان از دنبال آمدند تا به درب خانه عبد فرار كه اينك مدال گرانبهاى اولياء الهى را گرفته بود رسيدند . شاگردان و همراهان آخوند گمان كردند كه استاد اشتباه آمده ، اما وقتى خوب گوش كردند ، ديدند كه آرى صداى گريه از همين خانه بلند است . شاگردان ، و همراهان آخوند گمان كردند كه استاد اشتباه آمده ، اما وقتى خوب گوش كردند ، ديدند كه آرى صداى گريه از همين خانه بلند است . شاگردان ، خانواده او را خواستند و از او جوياى ماجرا شدند كه اين شخصى كه در اسفل‌السافلين بود چه كرد تا به درجهء اعلى عليين رسيد كه استاد ما مىفرمايند يكى از اولياءالله از دنيا رفته است ؟ زن گفت : نمىدانم ، اما اينقدر بگويم كه ديشب دائماً به خود مىپيچيد و مىگفت : افررت من الله‌ام من رسوله ؟ و آنقدر اين جمله را تكرار كرد تا از دنيا رفت . سپس آن عارف وارسته در مراسم غسل و كفن و دفن او شركت كرده و بر او فاتحه خواندند وعزيمت نمودند . اين قضيه كه نظائرش در تاريخ ما فراوان ديده مىشود ، حاكى از آنست كه توبه جدى و واقعى ، علاوه بر اينكه گناهى براى انسان باقى نمىگذارد ، حجاب‌ها و موانع سد راه غريزه مذهب را نيز كنار مىزند و آن را بارور و شكوفا مىسازد ، لذا توجه دائم به حال توبه و انابه براى همه مخصوصاً قشر جوان ضرورى و لازم است تا آنها هميشه از اين طريق ، ارتباطى زيبا با خداوند خويش داشته باشند .