ضداقتباس
بخش چهارم ، كه درست ضد قسم اول است و زشتترين كارها و پستترين گروه از انسانها را در بر مىگيرد آنست كه خوبىها و فضايل و پيشرفتهاى ديگران ناديده گرفته شود و فقط در زشتىها ، خرافات ، رذالتها و پستىها از آنان پيروى گردد ، يعنى « ضداقتباس و عقل » اين حالت شوم نيز ، بيمارى وحشتناكى است كه استكبار جهانى بر پيكر ملتهاى استثمار شده مىاندازد تا قارچ صفت از اين پيكر نحيف ، بقاى حيات ننگين خويش را تداوم بخشد .
اين زنگ خطر است كه يك جامعه به طور چشمگيرى در نقاط منفى و تاريكى همچون مصرفگرايى بىهدف ، تجملگرايى كوركورانه و افراطى ، تهىشدن از ارزشها و باورهاى سازنده ، غوطهورشدن در لجنزار شهوات ، گوى سبقت را از ديگران بربايد ولى در جلوههاى برجسته و درخشانى مثل انضباط ، ادب اجتماعى ، علم ، صنعت ، تكنولوژى و تحقيقات نه تنها پيروى نكند كه بر اين باور و تصور مرهوم و خطرناك برسد كه ما در اين امور نمىتوانيم چيزى از آنها بگيريم و بايد همچنان عقبمانده باقى بمانيم . اين حق قدرتهاى استكبارى و پيشرفته است كه در آن وادى قدم نهند و ما در همه چيز محتاج آنان باشيم .
تزريق اين عقيدهء ناحق ، بالاترين ظلمى است كه مستكبران بر ملتهاى جهان سوم