تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
كتاب خدا براى ما كافى است ، چه فكر و كلام جاهلانه و امر انحرافى و ناصوابى ؟ ! اما ببينيم كه عمل به قرآن يعنى چه ؟ آيا عمل به قرآن ، چيزى است كه ما تاكنون با آن بيگانه بوده‌ايم و اينك مىبايست پس از آشناى و شناخت قرآن به عمل به دستورات آن بپردازيم يا نه ، عمل به قرآن ، عمل به دانسته‌هاى دينى است كه بطور فراگير در متن زندگانى هر مسلمان وجود دارد ولى به عللى كه هر كس به آن علل در خودش بهتر از ديگران واقف است ، مورد بىتوجهى واقع شده و به فعليت در نمىآيد ؟ ! با كمى دقت در آيات قرآنى ، به آسانى در مىيابيم كه عمل به قرآن ، جز اجراى اوامر و فرامين الهى كه ما از آنها به عنوان فروع دين نام مىبريم و رعايت يك سرى مسائل اخلاقى ، چيز ديگرى نيست . يعنى اگر ما آنگونه كه مىبايست نماز بخوانيم و حق آن را ادا نماييم ، به روشنى ، يكى از دستورات بارزو صريح قرآن‌مجيد را عمل نموده‌ايم و عامل به قرآن محسوب مىگرديم اما اگر در اقامه آن كاهل بوديم ، همه كارهايمان را بر نماز ترجيح داديم و يا آن را به طور دست و پا شكسته و ناقص و غلط به جاى آورديم ، در اينجاست كه نه تنها عامل به قرآن نيستيم ، بلكه مورد تهديد و سرزنش شديد قرآن نيز واقع مىشويم كه : واى بر نمازگزاران ، آنان كه در نمازشان كوتاهى مىكنند « 1 » . اگر ما آنطور كه قرآن مىفرمايد : خمس و زكات اموالمان را پرداختيم و در دادن آن به وسوسهء شيطان انسى و جنى توجه ننموديم و به اصطلاح ما ، ان قلت و قلت نكرديم ، بديهى است كه ما عامل به قرآن در اين مسئله خواهيم بود . اگر ما به رهنمود قرآن در مورد گوش و دل و چشم توجه كرديم و آنها را در مسير صحيح
هامش
( 1 ) - سوره ماعون / آيات 4 و 5 .