افَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ ، ام عَلي قُلُوبٍ اقفالُها ؟ ! « 1 » « آيا به آيات قرآن نمىانديشند ؟ يا مگر بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است ؟ » .
اين از انصاف بسيار بدور است كه ما در مسائل روزمره كه در مجلات ، روزنامهها و ديگر وسايل ارتباط جمعى منعكس مىشود ، گفتگو مىكنيم ، نقد و بررسى مىنماييم و به اصطلاح تحليل مىگذاريم ، ولى در كنكاش و دقت در كتابى كه متضمن سعادت ابدى ماست و سلامت دنيا و آخرت ما بدان بستگى دارد ، هيچ لزومى نمىبينيم كه اين بىتوجهى اصولًا با زندگانى يك مسلمان ، سازگارى ندارد .
بايد اين سنت حسنه ، در منابر و مجالس ما بيشتر مورد عنايت قرار بگيرد ، بدينصورت كه هم واعظ و سخنران خود را ملزم به بيان تفسير قرآن بداند و هم شنوندگان و پاى منبرىها از آنها بخواهند كه بعضاً به جاى بحثها و حرفهايى كه بيشتر جنبهء مجلسآرايى و سخن گرمى دارد ، به قرآن و تفسير آن ، البته با زبانى گويا و بيانى همه فهم بپردازند و روح و روان مستمعين خود را از سرچشمههاى زلال معرفت حق و آيات او سيراب سازند .
البته اين اختصاص به منبر و واعظ و گوينده ندارد ، بلكه اگر مردى در منزل ، تفسيرى را مطالعه كرد كه حتماً بايد مطالعه كند و احساس كرد كه مىتواند برداشتهايش را براى زن و فزرندانش بيان نمايد ، بايد آنها را از اين خير كثير محروم نسازد و زمينه را براى رشد خانوادهاش در فرهنگ قرآنى آماده كند . براى انجام اين كار ، هنر چندانى لازم نيست ، زيرا به قدرى در خود قرآن ، تنوع مطالب از داستان و اخلاق و فقه و مسائل اجتماعى فراوان است كه به راحتى جايگاه خود را در ميان مخاطبينش باز مىكند ، و فقط كافى است كه مجرايى براى جريان يافتن اين انوار آسمانى باز باشد ، كه آن ، گفتن و شنيدن است
هامش
( 1 ) - سوره محمد ( ص ) / آيه 24 .