مىكنند و به اصطلاح در اولين قدم از قرب به قرآن ناتوان مانده و باز ايستادهاند كه اين عيب بسيار بزرگى براى يك مسلمان و مخصوصاً يك شيعه آن هم در نظام و حكومتى كه منتسب به قرآن و اهلبيت ( ع ) است و همه گونه امكانات و وسايل براى دستيابى به آن مهياست مىباشد .
قرآنمجيد در رابطه با قرائت و خواندن قرآن ، آيهاى دارد كه در نوع خود منحصر به فرد است و با يك لحن عامى كه همه را شامل مىشود ، امر به خواندن قرآن مىفرمايد :
فَاقْرَءُوا ما تَيَسَّرَ مشنَ القُرآنِ ، عَلِمَ أَن سَيَكثونُ مِنكُم مَرضي وَ آخَرُونَ يَضرِبُونَ فيِ الْأَرضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضلِ اللهِ وَ آخَرُونض يُقاتِلُونَ فيِ سَبيلِ اللهِ فَاقرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنهُ « 1 » « اينك هر چه از قرآن ميسر مىشود بخوانيد . خدا مىداند كه به زودى در ميانتان بيمارانى خواهند بود ، و عدهاى ديگر در زمين سفر مىكنند و در پى روزى خدا هستند ، و گروهى ديگر در راه خدا پيكار مىنمايند . پس هر چه از قرآن ميسر شد تلاوت كنيد » .
يعنى آنچه مهم است خواندن و قرائت قرآن است ، حالا مىخواهد توجه به معنا باشد يا نباشد ، حال فراغت باشد يا نباشد ، انسان در سلامتى باشد يا نباشد ، عمده ، خواندن قرآنست آنچه كه ميسر و مقدور باشد .
در ازاى قرائت قرآن كه جارى نمودن كلام آسمانى و نورانى وحى بر زبان است ، نه تنها دل و جان انسان روشن و صيقلى مىگردد و نه تنها ، خانهاى كه در آن تلاوت قرآن شود ، براى ملائكه ، فرشتگان و اهل آسمانها همچون ستارهها براى اهل زمين مىدرخشد ، بلكه ثواب كثير و بىنهايتى نيز براى قارى آن در نظر گرفته شده است بطورى كه بر هر
هامش
( 1 ) - سوره مزمل / آيه 20 .