سرانجام و آخرت او كارى ندارند . نه به فكر اعتقادات او هستند و نه به فكر اعمال و دستوراتى كه مثل نماز و حجاب و ساير عبادات بر افراد ، واجب شده است .
تذكر
ذكر اين نكته ، لازم و ضرورى است كه مبادا تصور شود اسلام با زندگى دنيا و مظاهر سازنده ى آن مخالفت دارد ، نه بلكه بايد گفت كه يك پدر و مادر ، در قبال فرزندانشان دو وظيفه توأم دارند ، يعنى همانطور كه در زندگى مادى و بهبودى حال دنياى آنها كوشش مىنمايند و در فكر آينده و تأمين آتيه ايشان هستند ، بايد بر آن وظيفه ى مهمتر يعنى تربيت كردن و مؤدب ساختن آنها به آداب اسلامى و مددكارى ايشان در پرورش نيروهاى كنترلكننده آنها نيز توجه كافى مبذول دارند و بدانند كه در حسن انجام اين امور دخالت كامل دارند .
اگر چه بحث ما در رابطه با نيروى كنترلكننده ى جوان است و در اين زمينه ، عواملى را هم بر شمرديم ، لكن چون موضوع تربيت خانوادگى كه يكى از اجزاى مهم نيروى كنترلكننده است ، نياز به توضيح و بحث بيشتر و ريشهاى دارد كه بدون آنها ، مبحث تريبت ، جامع و كامل نخواهد بود ، لذا به تناسب ، مطالبى را در اينجا متذكر مىشويم .
برنامهريزى اسلام براى يك تربيت صحيح ، به پيش از زمان انعقاد نطفه باز مىگردد ، يعنى زمانى كه پدر و مادر ، خود را براى داشتن و نگهدارى فرزند آماده مىكنند . از اين زمان است كه سلسله مسايل و نكات تربيتى آغاز مىشود . غذايى كه والدين مىخورند ، اخلاق و رفتارى كه خود را به آن مىآرايند و خلاصه ، همه ى مسايلى كه مىتواند زمينهساز و پايهريز بناى تربيتى يك فرزند باشد .
تأثيرپذيرى فرزند قبل از تولد
در ميان قوانين حاكم بر بشر ، قانونى داريم . به نام قانون وراثت كه خداوند آن را در