تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
چنين كرديم ؛ يعنى بهترين غذا ، مركب و . . را در اختيار او گذاشتيم . واگذارى امانت الهى به انسان ، امتياز ديگرى است كه خداوند عطا فرموده است . شايد بتوان گفت كه اين موهبت ، بالاترين امتياز و درجه‌اى است كه پروردگار عالم به انسان داده است :
« انا عرصنا الامانه علي السموات و الارض و الجبال قابين ان يحملنها واشفقن منها وحملها الانسان ، انه كان ظلوماً جهولا » ؛
« 1 » ما امانت [ الهى و بار تكليف ] را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه ركديم ، پس ، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناك شدند ، ولى انسان آن را برداشت ؛ راستى او ستمگرى نادان بود . به نظر بنده ، شايد اين امانت ، قلب انسان باشد ، زيرا ما از روايات مىفهميم كه دل انسان عرض خدا است : « قلب المومن عرض الرحمان » « 2 » و يا : لا يسعني ارضي و لا سمائي ، و لكن يسعني قلب عبدي المومن ؛ « 3 » عالم هستى نمىگنجد كه من در آن باشم ، اگر مىخواهى مرا بيابى جايگاهم دل و قلب مومن است . اما چيزى كه تاسف آور است مطلب ذيل آيه است كه مىفرمايد : « ان كان ظلوماً جهولًا » ؛ به راستى او ستمگرى نادان بود . آرى ، انسان با آن همه امتياز و درجه ، بسيار جاهل نيز هست ، انسان خودش را نشناخته است و نمىداند كه اين همه مقام دارد ، چون مقام و منزلت خود را درك نمىكنددر منجلاب شهوت غوطه‌ور است ، عمر
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) آيه 72 . ( 2 ) - شرح اسماء الحسنى ، ص 287 ؛ مفاتيح الجنان ، ص 67 و 191 . ( 3 ) - عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 7 .