تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
ارزشند خود را تنها در جمع‌آورى ماديات صرف مىكند و . . . انسان همانند آن بچه خردسالى است كه وقتى در گرانبهايى را به دستش دهند مدتى با آن بازى مىكند ، بعد هم كه خسته شد با سنگى يا با جسم سخت ديگرى آن را مىشكند ، خداوند مىفرمايد انسان خود را نمىشناسد خيلى جاهل است و به خود ستم مىكند ، انسانى كه بايد از نعمت توبه استفاده كند و به مقام تخليه و سپس به مقام تحليه و سرانجام به مقام تزكيه و . . . برسد ، مثل كرم ابريشم دور خود را مىتند و در آخر خفه مىشود و يا به قول اميرالمومنين ( ع ) مثل كرم مستراح است كه در عذره مىلولد تا خفه شود . اولياى خدا دنيا را شناخته‌اند ، اگر كسى نزد ابن سيرين ( كه تعبير خواب مىداند ) برودو بگويد من خواب ديده‌ام كه به مستراح افتادم و لباس و بدنم متنجس شده است ، او چنين تعبير مىكند كه : پول زيادى به تو مىرسد دنيا به تو روى مىآورد و . . ! او مىخواهد بگويد كه مال حرام به اندازه‌اى پست و ىارزش است كه در عالم معنا عذره‌اى بيش نيست . انسان از طرفى اگر بخواهد سير صعودى كند به جايى مىرسد كه جز خدا نبيند و اگر بخواهد سير نزولى كند به حدى سقوط ميفكند كه از ميكروب سرطان مضرتر و از سگ درنده پست‌تر و . . . مىگردد .
« ان شرب الدواب عند الله الصم البكم الذين لا يعقلون » ؛
« 1 » قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى هستند كه نمىانديشند . آرى ، مديران و كاركنان اداره‌ها و سازمان‌ها بدانند كه با چنين انسان و شخصيتى رو به رو هستند ؛ انسانى كه خداوند متعال بر روى او ، بسيار سرمايه‌گذارى كرده است و همه هستى را آفريده تا او به تكامل برسد . در واقع هر كس در مواجهه با هر انسانى بايد بداند كه با عصاره همه هستى ،
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) آيه 22 .