كامل آيه امانت هم همين دل مؤمن است : « انَّا عَرَضنا الامانَةَ عَلى السَّماواتِ وَ الارضِ وَ الجبالِ فَابَينَ ان يَحمِلنَها وَ اشفَقنَ مِنها وَ حَمَلَها الانسانُ انَّهُ كانَ ظَلُوماً جًهُولًا » « 1 » بعضى مثل استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى مى فرمايند : اراده . مرحوم فيضكاشانى مى فرمايند : ولايت . بعضى هم فرموده اند : توحيد به مراتبش « 2 » . اما يك معناى ديگر هم در ميان اين معانى شايد بهتر از همه معانى باشد و آن ، دل مؤمن است . اين دل ، امانت است از طرف خدا پيش ما . اين دل را بايد حفظ كنيم ؛ يعنى غير از خدا ، در اين دل چيزى نباشد . محبت غير خدا در اين دل نباشد و اگر هست ، محبتى باشد كه خدا به آن محبت راضى است . محبت اهل بيت ( ع ) ، محبت زن و بچه ، محبت رفيق خوب ، محبت مسلمانها و . . . اينها هم برمى گردد به محبت خدا . لذا در روايان ما به نحو تواتر ، اين طور محبتها آمده است : « الحُبُّ فى اللهِ وَ البُغض فى الله » و اما اگر غير از اين محبت در دل وارد شد ، مىشود مشرك . اين توحيد افعالى نيست و ديگر از نظر فكر ، عمل و رفتار ، مخلص نيست . از نظر اعتقاد ، توحيد ذاتى ندارد . آن سه قسم ديگر هم در او نيست .
مقام مخلَص
اگر توحيد عبادى و افعالى پررنگ باشد ، همان مقام مخلَص است . مخلَص يعنى آن كسى كه دلش براى خداست و وقتى دلش براى خدا باشد ، خدا هم او را مى پسندد و قبول دارد . قرآن به اين مى گويد « نفس مطمئنه » : « يا ايَّتُها النَّفسُ المُطمَئنَّةُ ارجِعى الى رَبِّكِ راضيةً
هامش
( 1 ) - ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسيدند ! اما انسان آن را به دوش كشيد ؛ او بسيار ظالم و جاهل بود . ( احزاب / 72 )
( 2 ) - در مورد امانت ، نظريه هاى گوناگونى ذكر شده است ؛ از جمله : ولايت الهيه ، اختيار و آزادى اراده ، عقل ، اعضاى پيكر انسان ، امانتهايى كه مردم از يكديگر مى گيرند ، معرفت الله ، واجبات و تكاليف الهى . در سخنان استاد آمده است كه مرحوم علامه مى فرمايند : مراد از امانت ، اراده است ، در حالى كه ايشان ، امانت را ، « ولايت الهيه » مى دانند . ( تفسير الميزان ، ج 15 - 16 ، ص 348 و 349 . )