به قلم نياز دارد ، معلم هم نياز به سعه ى صدر دارد و اگر معلّمى فاقد آن باشد مانند نجارى است كه ارّه ندارد و يا منشى كه قلم نداشته باشد .
قرآن مجيد در قالب قصّه اى به ما مى فهماند كه معلم بايد مسلّط به اعصاب خود باشد و داراى سعه ى صدر . وقتى حضرت موسى ( ع ) مبعوث به رسالت شد به او خطاب شد :
اذهَبَا إِلَى فِرعَونَ إِنَّهُ طَغَى لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَو يَخشَى فَقُولَا لَهُ قَولًا لَّيِّناً ( طه ، آيه ى 44 - 43 )
يعنى برو فرعون را اين قلدر را - آدم كن ، كارى كن كه دست از طغيانگرى بردارد . خدا دوست دارد كه كسى مثل فرعون هم آدم بشود . اين معلم حقيقى ( حضرت موسى ع ) از خداوند نخواست كه لشكر مجهّز و امكانات به او بدهد تا نزد فرعون برود ، بلكه گفت :
قَالَ رَبِّ اشرَح لِى صَدرِى ( طه ، آيه ى 25 )
خدايا ! اگر قرار است كه معلم شوم ، وسيله ى معلمى را به من بسپار و مرا مسلّط بر اعصاب و دريا دل كن ؛ تا با مشكلات مبارزه كنم و بتوانم مانند دريا همه چيز را در خود هضم كنم .
پس از آن قرآن مى فرمايد ، اگر شرح صدر پيدا شود ، به دنبال آن نعمتهاى
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦١