تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
كنيد و حقوق كارمندان را به نام من امسال يا حداقل در اين ماه افزايش دهيد . پس از رفتن مأمون ، هارون رو به زبيده كرد و به او گفت : مى دانى مأمون چه كرد ؟ مملكت را مريد خود كرد ، زيرا مردم يا كارمند هستند كه حقوق آنان افزوده شد و يا زارع و كاسب هستند كه ماليات آنها كم شد و يا زندانيان و جنايتكاران مى باشند كه آنان هم عفو شدند ؛ پس مأمون لياقت دارد . عاقبت هم پس از مرگ هارون الرّشيد ، امين به دليل عيّاشى نتوانست مايملك خود را حفظ نمايد زيرا بادنجان دور قاب چينهاى عيّاش اطرافش را گرفته بودند . حتّى كار به آنجا رسيده بود كه امين شراب خورده بود و مى گفت چه كسى الاغ من مىشود ؟ آدمى بى شخصيّت گفت ، من و خم شد و امين بر گُرده اش سوار شد و گِرد مجلس مى گرديد و عرعر مى كرد . خدا نكند انسان بى شخصيّت شود . وقتى مأمون ديد كه امين توانايى اداره ى مملكت را ندارد ، با حمله اى بغداد را تصرّف كرد و امين را به قتل رسانيد و حكومت را غصب كرد . به تاريخ و وقايعى اين گونه بايد به ديده ى تعمّق و با دقّت نگريست . گفته شد كه معلّم بايستى با نشاط و تبسّم به كلاس برود . اگر معلّم در كلاس خميازه بكشد ، شاگرد هم خميازه خواهد كشيد . مى گويند اگر مى خواهى كسى را خواب كنى در مقابلش چرت بزن و اگر مى خواهى كسى را بى حال كنى در مقابل او خميازه بكش !