تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
چگونه مىتواند تدريس كند ؟ عوام مى گويند : دست شكسته به كار مى آيد ولى دلِ شكسته به كار نمى آيد . در روايات شيعه مى خوانيم كه اميرالمؤمنين ( ع ) وارد مسجد شدند و ديدند دسته اى در مسجد مشغول چرت زدن هستند . وقتى كه حضرت پرسيدند كه آنان چه كسانى هستند جواب داده شد ، گروهى اند به نام رجال الحق كه خانه و كاشانه و دنيا را رها كرده اند و همواره در مسجد مشغول عبادتند و اگر چيزى براى خوردن به ايشان داده شد خواهند خورد و الّا صبر مى كنند . امام ( ع ) فرمودند كه سگ نيز اين گونه است ، اگر چيزى به او بدهند مى خورد و گرنه صبر مىكند . سپس اين دسته را به باد تازيانه گرفتند و فرمودند : برخيزيد و به دنبال كار برويد . اسلام رجال الحق ندارد ، اسلام كسل و بى روح و بى نشاط نمى خواهد . آدم با نشاط يك سرباز است و مانند سرباز مجهّز . اگر كارش براى دنيا باشد ، سعادت دنيا از آنِ او است و اگر براى خدا ، سعادت آخرت . هارون الرّشيد دو پسر به نامهاى امين و مأمون داشت كه امين از مأمون پست تر و مأمون از امين پليدتر و خود هارون الرّشيد نيز از هر دو آنان زشت كارتر بود لعنت خدا بر هر سه ى آنان باد - هارون حرمسراى بزرگى داشت امّا ملكه ى او زبيده بود . زبيده زنى فهميده بود و كارهاى خوب نيز به انجام رسانده بود . امين فرزند زبيده بود امّا مأمون فرزند يكى از كنيزكان هارون .