تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
او را غرق بوسه ساختند . رفيق ما ادامه مىدهد كه : من هم قصد داشتم جلو بروم و دست او را ببوسم ولى به دليل جمعيّت زياد در اطراف او موفّق نشدم . ساعت پنج صبح روز بعد ، ضمن عبور از خيابان لاله زار تهران ، جناب دكتر را ديدم كه در آنسوى خيابان در حال عبور است . با خوشحالى فراوان از اينكه فرصتى پيدا شده است كه از سخنرانى جالب روز گذشته اش تشكّر كنم ، جلو رفتم و سلام كردم ، امّا وى پاسخى نداد . دوباره و سه باره سلام كردم ، جوابى نداد . دقّت كردم ، ديدم دكتر مست است ؛ مستِ مست ! گفتم : آقاى دكتر ! سخنرانى مفصّل ديروز شما درباره ى مفاسد شراب ، خصوصاً از نظر طبّى چه بود و اين حالت مستى چيست ؟ گفت : بله ، چون ديروز خسته شدم ، يك ليوان بيشتر خوردم . مشخّص شد كه دكتر مزبور دائم الخمر بود و بر اثر خستگى سخنرانى پيرامون مضرّات مسكرات مقدارى بيشتر خورده بود . قضيّه ى فوق به افلاطون مى گويد كه علم چيز خوبى است ، امّا اگر چيز ديگرى با علم توأم نباشد مضر خواهد بود . سعدى چه عالى مى گويد :
تيغ دادن در كف زنگىّ مست * به كه آرد عِلم را ناكس بدست
امروز علم در دست آمريكا و شوروى است ، ببينيد چه مى كنند . اگر يك سال در دنيا اسلحه ساخته نشود و آدم كشى كنار گذاشته شود ، ديگر فقيرى