در قسمت هاى اوّل اين جلسات از قول قرآن شريف گفته شد كه كار معلّم ، دبير و استاد داراى ارزشى عالى و ثوابى عظيم است ، زيرا اگر او بتواند يك بچّه ى مسلمانِ مهذّب و باسواد ، يعنى متعهّد و متخصّص تربيت كند ، گويى كه جهان را زنده كرده است . از طرف ديگر گفته شد كه از نظر قرآن ، اگر زير دست يك معلّم بچّه ى مسلمانى منحرف شود ( مثلًا وقتى از محيط دبيرستان خارج شد حجاب را يدكى بيش به حساب نياورد و يا چادر را تنها جايى به سر كند كه مى ترسد و اگر بچه مسلمان بر اثر گفتار و كرار معلّم خود بى نماز و يا العياذ باالله - ضدّانقلاب و ضدّ روحانيّت تربيت شود ) مانند آن است كه جهانى را آن معلّم كشته باشد .
اينكه هر كس در كار خود مديريّت و تخصّص داشته باشد ، كارى است مشكل امّا لازم . امام صادق ( ع ) در اين مورد مثال ارزنده اى دارند ، ايشان مى فرمايند : مواظب باشيد كه اگر كسى را مسلمان نموديد ، براى او خيلى تحميل نكنيد .
معروف است كه كسى ، يك نصرانى را مسلمان كرد . پيش از اذان صبح به منزل اين تازه مسلمان رفت و گفت : برخيز تا به مسجد برويم . با هم به مسجد رفتند و نماز شب را به او آموخت و او خواند . بعد از آنكه نماز صبح را نيز خواندند ، رو به تازه مسلمان كرد و گفت : مستحب است كه بين الطّلوعين تا اوّل آفتاب در مسجد تعقيب خوانده شود و چنين كردند . پس
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤١