و مرد ديده مىشود نيز به علّت نبود مديريّت در خانه است و از آنجا سرچشمه مى گيرد كه نحوه ى صحيح رفتار را با يكديگر و با فرزندان نمى دانند . زن به خيال خود ، چون خانم معلّم است پس تنها وظيفه دارد به دبستان برود و برگردد بدون آنكه متوجّه باشد كه قبل از هر چيز ، او يك مادر و يك كدبانو است و وزارت يك مملكت كوچك ( خانه ) در دست اوست و بايد مملكت دارى كند و پُست وزارت را به خوبى اداره نمايد . مرد هم كه معلّم يا دبير است خيال مىكند كه وظيفه اش تنها به محل كار رفتن و تهيّه ى خرج خانه است امّا نمى داند كه قبل از هر چيز ، پدر است وظيفه اى كه پدر بر دوش دارد محتاج تخصّص است . اسلام رياست خانه را به او سپرده است و اعمال اين رياست نياز به تخصّص دارد و همه در اين باره لنگيم .
در اجتماع ماهم وضع فوق حكمفرما است . معلّم خيال مىكند وقتى مدرك گرفت و پُست معلّمى به او دادند ، واقعاً معلّم است ؛ امّا نه ، معلّمى تخصّص مى خواهد و تخصّص براى معلّم مهمتر از تخصّص براى يك مدير كارخانه است . عدم تخصّص يك مدير كارخانه موجب ورشكستگى آنجا مىشود ، اين مهم است ليكن از نظر اسلام و اجتماع داراى اهميّت زيادى نيست بلكه آنچه بسيار اهميّت دارد اين است كه معلّمى ، يك سال به كلاس برود و در پايان سال يك كلاس ورشكسته به اجتماع تحويل دهد و بدين ترتيب به جامعه ضربه وارد نمايد .
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤٠