تا به شما توفيق دستيابى به ملكه عدالت را عطا فرمايد .
ميانه روى و تعادل در امور
مطلب ديگر اينست كه در مباحث اخلاقى بايد تعادل مراعات شود ، زيرا اگر تعادل رعايت نشده و افراط گرى پيش آيد ، فضيلت مطرح نخواهد بود . فضيلت آنجاست كه تعادل حفظ شود و افراط و تفريط در ميان نباشد . شخصى كه در رعايت مشبهات لاابالى باشد هر حرفى را مى زند ، هر كارى را انجام مىدهد ، هر غذايى را مى خورد و هر لباسى را مى پوشد . در زندگى چنين فردى احتياط وجود نداشته و بنابراين دچار تفريط است . وى معمولًا با شكست مواجه مىشود و قادر به دستيابى به ملكه تقوا و پيمودن مسير سير و سلوك نيست . بالاخره به قول امام صادق عليه السلام
« هلك من حيث لا يعلم »
يعنى از راهى كه نمى داند به جهنم مى افتد . بالعكس فردى كه در احتياط افراط گر باشد وسواسى شده و كارش از تفريط گرى در احتياط بدتر است .
فرد وسواسى چه در طهارت و نجاست وسواس داشته باشد و چه در وضو ، غسل و نماز و يا حتى در افكار ، آدمى بدبين است . چنين فردى چه بسا به تدريج در اعتقادات خويش به خدا ، پيامبر ( ص ) ، قرآن ، ائمه طاهرين و فقهاى عظام متخيل و بدبين گردد .
وسواس بدعت در دين
در واقع قوه تخيل بر روى شخص وسواسى كار كرده و او را بيچاره مىكند . به قول قرآن شريف چنين انسانهايى در جهل مركب هستند ، و ورشكسته ترين افراد كسى است كه جاهل به جهل مركب باشد . مصداق آيه ى مذكور در واقع شخص وسواسى است ، زيرا مى فرمايد :