تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
يعنى بطور مثال پدر صبحها لحاف را از روى او كنار مى زده و با چوب وى را براى نماز بيدار مى كرده است . روشن است كه چنين راهى اشتباه بوده و بايد با تلطف با افراد برخورد نمود . چنانچه قرآن شريف در مورد امر به معروف و نهى از منكر مى فرمايد : « اذْهَبا اليفَرْعَوْن انَّهُ طَغى . فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى » ( طه / ) يكى از بزرگان مى گفت . من آدم بى نماز ، لاابالى و خيابان گردى را به راه آوردم ، بطوريكه روزه قضا مى گرفت و نماز جماعتش ترك نمى شد . قبل از غروب به مسجد آمده ، نماز قضا و نماز مستحبى مى خواند و سپس در جماعت شركت مى كرد . اما پس از مدتى به يكباره غيب شد و ديگر او را نديدم . در جستجوى وى در يافتم كه به اعمال اوليه خود بازگشته است . به همين دليل او را يافته و زمانى كه علت را جويا شدم ، گفت : مسجد و محراب و نماز جماعت براى ريش دارها و مقدسها خوب است و به درد ما نمى خورد . گفتم . يعنى چه ؟ گفت : در صف نماز نشسته بودم كه فرد مقدسى از صف اول به سوى صف پنجم كه در آن بودم آمده و در مقابل من گفت : آقا تو مسلمانى ؟ گفتم : بله ، مسلمانم ، اگر مسلمان نبودم در صف نماز نمى ايستادم . گفت اگر مسلمانى چرا ريش تراشيدى ؟ آن فرد از همان لحظه از مسجد و نماز منصرف شده و سر جاى اول خود بازگشته بود . روشن است كه برخورد نادرستى با وى شده و همه افرادى كه قصد امر به معروف و نهى از منكر مردم ، بخصوص جوانان را دارند بايد با زبان خوش سخن خود را بيان كنند . به عنوان مثال ابتدا بايد از خانمى كه در حجاب لاابالى مى باشد استقبال كرده و به او احترام گذارد . زيرا اين خانم بدون اينكه خود بداند آلت شهوت شده و حتى نمى داند كه در ذهن جوانان لاابالى