تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
قبلًا در وصيت نامه اى نوشته ، اما حالا روى بعضى از آنها تأكيد دارد . يك وصيت در مورد خودش است ، كه عرض كرد : يا على مرا حلالم كن ، زيرا ازپدرم شنيده ام آتش جهنم در انتظار زنى است كه شوهر از او ناراضى باشد . در اينجا مقاتل مى نويسند مولا امير المؤمنين بسيار ناراحت شده و به گريه افتاد . اولين روضه اى كه براى زهرا خوانده شد بوسيله ى امير المؤمنين بود كه فرمودند : زهرا جان چه كردى كه تو را حلالت كنم ؟ زهرا جان به خاطر من كتك خوردى ، به خاطر من پهلويت را شكستند ، به خاطر من سيلى به صورتت زدند . زهرا جان به خاطر من اين همه مصيبت به تو وارد شد . البته اين مصيبت ها براى زهرا مشكل بود ، اما براى امير المؤمنين مشكل تر مى نمود . روزى چند نفر از اصحاب رسول اكرم صلى الله عليه و آله با يكديگر در مورد مشكلترين و سخت ترين مصيبتها براى يك مرد سخن مى گفتند . يكى از آنان گفت : خيلى مشكل است كه زن و فرزندان مردى مريض باشند ، اما او دوا نداشته باشد ، ديگرى گفت : مشكلتر از آن اينست كه مرد در حالى به خانه برود كه كودكانش شام نداشته باشند . به هر حال هر كسى چيزى گفت ، تا اينكه مولا امير المؤمنين رسيد . از على پرسيدند يا على ، سخت ترين و مشكلترين مصيبتها براى مرد چيست ؟ مولا امير المؤمنين نگاهى به اطراف انداخت تا بيگانه اى در مجلس نباشد ، آنگاه فرمود : مشكلتر از همه مصيبتها براى مرد آن وقت است كه در مقابل چشمش ، همسرش را كتك بزنند ، اما مرد نتواند حرف بزند . قربان دردهاى دلت يا على . راست مى گويى . چه مصيبتى براى يك آدم غيرتمند بالاتر از اين كه در مقابل چشمش زهرايش را كتك بزنند . از مقاتل فهميده مىشود كه تنها يك نفر زهرا را كتك نزده است . امام حسن مجتبى در مجلس معاويه بود كه مغيره بن شعبه به ايشان جسارت كرد . حضرت فرمودند : به من جسارت كردن چندان
بسوى حق (فارسى) — صفحة 25 | الشيخ حسين المظاهري