صفات حق بود . بنابراين در اين گونه مجالس بايد ايثارگرى ، صبر و بردبارى ، حلم ، شجاعت ، خلوص ، اطمينان و وقار در بلاها را از حسين عليه السلام آموخت . از آغاز قيام ابى عبدالله الحسين عليه السلام تا وقتى كه زينب مظلومانه بعد از اسارت به مدينه رسيد ، نمى توان نكته و صحنه اى را يافت كه مكتب و اخلاق در آن نباشد .
زمانى كه براى كودك شيرخوار حسين عليه السلام گريه مى كنيم بايد ايثارگرى و فداكارى را از وى بياموزيم . زمانى كه ابى عبد الله الحسين عليه السلام را در حسين دفن كودكش به ياد آورده و مشاهده مى نماييم كه بعد از اين كار دامن خود را مى تكاند ، يعنى خدايا ديگر هيچ ندارم و هر چه داشتم در راه تو و دينت دادم ، بايد بزرگترين سرمشقها را بگيريم ، و بياموزيم كه براى حفظ اسلام دين خود نبايد از هيچ چيز دريغ نمود .
متخلق شدن به اخلاق ابى عبدالله الحسين عليه السلام
به عبارت ديگر ، دومين امرى كه در تداوم بخشى مكتب حسين عليه السلام مى باشد ، برداشت و استفاده ى ما از فضائل ايشان بوده و در واقع متخلق شدن به اخلاق ابى عبد الله الحسين عليه السلام كه در حقيقت اخلاق الله است ، ادامه مكتب اوست .
حال در اينجا بايد به بحث توبه و يقظه پرداخت ، زيرا اولين چيزى كه در صحنه كربلا به چشم مى خورد توبه حربن يزيد رياحى و رأفت حسين عليه السلام است . اما از آنجا كه وقت گذشته با مصيبت زهرا عليها سلام و اين اميد كه ايشان در جلسه ما حضور داشته و نظر لطفى بدان نمايند ، جلسه را خاتمه مى بخشيم .
هنگام مرگ سر زهرا در دامن امير المؤمنين سلام الله عليه است . ايشان وصيتهايى دارد كه از مقاتل فهميده مىشود . اين وصيت ها را