آه از اسيرى عمه ام زينب ، آه از اسيرى عمه ام زينب . پس اى آقا ، اى امام زمان ، ترا به حق عمه ات زينب قسم مى دهيم كه نظر لطفى به مجلس ما كن و همين امروز آتش اين جنگ را خاموش فرما . آقا ترا به وداع ابى عبدالله الحسين ( ع ) قسم مى دهيم ، ترا به لحظه ى وداع حسين ( ع ) كه تمامى پيكر زينب را مى لرزاند قسم مى دهيم كه آتش اين جنگ را هر چه زودتر خاموش فرما . وقتى به زهرا مى گويند : چه روضه اى بخوانيم ؟ مى فرمايند : روضه وداع حسينم را بخوانيد . پس ترا به اين مصيبت جانگداز قسم مى دهيم كه اين جنگ را با پيروزى اسلام خاتمه بخش .
لحظه وداع امام حسين عليه السلام
امام حسين عليه السلام چندين بار براى وداع آمد . زيرا از كودكان ، اهلبيت و از زينب دل نم كند . به ميدان مى رفت و حمله مى كرد و باز بر مى گشت . كودكان را تسليت مى داد و به شكايت بانوان پاسخ داده و دلدارى شان مى داد . اما ناگهان چشمش به زينب ( س ) افتاد و ديد ايشان مثل بيد مى لرزند . در اينجا مقاتل جمله اى دارند كه دل انسان را آتش مى زند . مى گويد وقتى گنجشك در زمستان داخل آب مى افتد چگونه مى لرزد . حسين نگاه كرد و ديد زينبش مثل گنجشك در آب مى لرزد . فرمود : زينبم ، قافله سالارم ، تو بايد پرستار اهلبيت باشى ، تو سفرها در پيش دارى ، چرا اين گونه مى لرزى ؟ و زينب پاسخى مىدهد كه ابى عبدالله نيز برايش گريه مىكند . ايشان مى گويد : حسينم ، من با همه مصيبت ها مى سازم و پرستارى كودكانت را برعهده مى گيرم ، اما اگر اين بچه ها بهانه بابا را گرفته و از من پدر را خواستند چه كنم ؟ و با لشگر درنده اى كه در پيش است چه چاره سازم ؟
آرى ، زينب سلام الله عليها به نكته حساسى اشاره نمود امام حسين عليه السلام دست ولايت به سينه زينب گذاشت و ايشان آرام