تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
و من بدون اينكه بتوانم حرف بزنم سوار قاطر شده و راهى را كه نشانم داده بودند در پيش گرفتم . اما هنوز لحظه اى نگذشته بود كه قهوه خانه اى پيدا شد . تعجب كردم ، زيرا من از همين راه به مشهد رفته ، ولى هرگز چنين جايى را مشاهده نكرده بودم . بيدهاى كج و حوض آب و فواره اى قشنگ منظره ى زيبايى را بوجود آورده بودند . تا آنجا كه همه چيز را فراموش كرده و لب حوض نشستم . برايم چاى آوردند ، چاى را خوردم . اما يادم آمد كه پول همراه ندارم . به فردى كه چاى را آورد گفتم آقا ، من پول ندارم . او گفت : اينها مال توست . منظور او را نفهميدم . پس از مدتى استراحت حركت كرده ، اما باز هنوز لحظاتى نگذشته بود كه خود را در ميان قافله ديدم . قافله اى كه از اول شب تا صبح راه رفته بود . آرى ، آقا امام زمان ( عج ) به يك خواهش و نظر كردن نه فقط او را به قافله مى رساند ، بلكه قهوه خانه اى زيبا با بيدهاى سركج و حوض آب برايش ايجاد مىكند . فرق بين ما و امام زمان در اين است كه وجود ايشان قوى و وجود ما ضعيف است . يعنى كارى را كه امام زمان كرده ، ما تنها در ذهن خويش مى توانيم انجام دهيم . لذا ايشان مى توانستند به يك نظر آتش جنگ را خاموش كنند . اين مطلب را از آقا بخواهيد و مأيوس نباشيد كه يأس از رحمت خدا و كرم ائمه طاهرين و قدرت امام زمان ( عج ) گناهى در سر حد كفر است .

تشخيص مصلحت در اجابت دعا

مطلب ديگرى كه قابل ذكر مى باشد اينست كه در وقت دعا و توسل نبايد براى خدا و امام زمان ( عج ) تعيين وظيفه نمود . به عبارت ديگر ما يك وظيفه و امام زمان ( عج ) يك وظيفه دارد . وظيفه ما از نظر قرآن و اسلام اينست كه دعا نموده و به امام زمان سلام الله عليه توسل بجوييم و وظيفه ى امام زمان ( عج ) اينست كه بر اساس مصالح نامه و نفس