الامرى كار كند . يعنى ممكن است كه ما توسل نموده و او نظر كند ، اما امرى كه طالب آن هستيم به صلاح ما نباشد . پس در اين صورت چيز ديگرى به ما داده و لطف ديگرى مىكند .
داستان طلبه فقيرى كه مسلول شده و از طرف ديگر خواستار ازدواج با دخترى بود مثال جالبى در مورد فوق است . اين طلبه به امام زمان ( عج ) توسل جسته و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته و بالاخره در شب چهلم آقا امام زمان ( عج ) را ملاقات نمود . وى مى گويد حالم بسيار بد بود و از گلو سينه ام خون مى آمد . روى سكوى مسجد سهله نشسته بودم كه آقا آمدند و بعد از تشريفات بالاخره ايشان را شناختم . قهوه اى در مقابل آقا گذاشتم ، ايشان مقدارى از آن خوردند و بعد فرمودند : مى دانم براى چه آمده اى ، اول اينكه مى خواهى درد سينه ات شفا يابد ، پس اين قهوه را بخور . طلبه مى گويد : پس از اينكه نيمه خورده امام زمان ( عج ) را خوردم ، ايشان فرمودند : سينه ات خوب شد . سپس ادامه دادند : و اما اينكه در مورد ازدواج با دخترى كه طالب وى بودى نگران نباش ، آن مطلب هم درست شده و همين روزها او را به همسرى تو درخواهند آورد . بعد فرمود : و اما در مورد فقر بايد بدانى كه ثروتمند شدن به مصلحت تو نيست .
مقصود از طرح مثال فوق ، مطلب سوم يعنى فقر طلبه بود . امام زمان ( عج ) دو حاجت اول را كه مصلحت بود اجابت نموده ، ليكن حاجت سوم را به دليل در نظر گرفتن مصالح نفس الامرى اجابت ننمودند . پس همگى بايد به امام زمان سلام الله عليه توسل جسته و هزاران بار ايشان را صدا بزنيم . چه ، قطعاً او كه مظهر كرم الهى مى باشد پاسخمان را خواهد داد . ليكن اين پاسخ بر اساس مصالح نفس الامرى است .
از آقا امام زمان پرسيدند : آقا چه مصيبتى شما را بيش از هر چيز متأثر كرده است ؟ ايشان سه بار فرمودند : آه از اسيرى عمه ام زينب ،
بسوى حق (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢١٣