تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
جهنم مى افتد . يعنى پيغمبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد كه چنين كسى را در چاه يا سلول غم و غصه مى برند . پس بايد بگونه اى عمل نمود كه كار تنها براى خدا صورت گرفته و رنگ خلوص داشته باشد .

حال قبض به خاطر يك عمل كوچك

بزرگى مى گفت من دچار حال قبض « 1 » شده بودم . بطورى كه نه تنها نماز شب نمى خواندم بلكه نماز صبح را نيز قبل از آفتاب بجا آورده و بطور كلى به نماز و عبادت توجهى نداشته و به اصطلاح دل آن را نداشتم . اين مسأله باعث شده بود كه من به اين عدم توفيق بينديشم و به دنبال دليل آن باشم . در همين احوال شبى در خواب يا در عالم مكاشفه به من گفتند « قد شكت عنك عصفورةفيالحضرة » « گنجشكى از تو به خداوند شكايت كرده است » . وقتى برخاستم با كمال تعجب به ياد آوردم كه چند روز قبل بچه گنجشگى از لانه اش بيرون افتاده بود . من او را در دست گرفته و پس از لحظه اى بازى كردن رهايش نمودم . در واقع اين كار بى اعتنايى به او بود ، در حالى كه بايد لانه اش را يافته و او را كنار مادرش مى گذاشتم . از اين مطلب بسيار متأثر شده و توبه كردم . اتفاقاً چند روز بعد كه به صحرا رفته بودم بچه گنجشكى را در نزديكى دهان مارى ديدم ، پس عصايم را بلند كرده ، مار را فرارى دادم و بچه گنجشك را با نوازش برگرداندم . همان شب در خواب يا در عالم مكاشفه به من گفتند : گنجشكى نزد خدا از تو تشكر كرد و از اين اتفاق و خوابى كه ديدم حال قبض در من از بين رفت . در مورد فوق چنانچه مشاهده مى گردد ، عمل كوچك است ، اما وقتى رنگ خلوص به آن مى خورد بالا رفته و داراى ارزش مى گردد .
هامش
( 1 ) . حال قبض اصطلاحى است كه ميان علماء به كار مى رود و منظور عدم توفيق در انجام عبادات مى باشد .