رضا عليه السلام سئوال كردند چرا بدينگونه عمل كرديد ؟ فرمود : زيرا وقتى خدمتى به كسى مى كنيد يا چيزى به او مى دهيد ، وى سبك شده و اگر چشم در چشم او باشد ، خجالت مى كشد و آبرويش مى ريزد و من اين كار را كردم تا آن فقير سبك نشود .
امام حسين عليه السلام و مرد گرفتار
فردى به خدمت امام حسين عليه السلام آمده و عرض كرد يابن رسول الله من گرفتار هستم و هيچ چيز جز آبرويم ندارم كه با آن گرفتارى خود را رفع نمايمم فكر كردم آبروى خود را به چه كسى بفروشم و ديدم غير از شما حيف است آن را نزد كسى ديگر ببرم . حال مى خواهم آبرويم را به شما بفروشم تا گرفتاريم رفع شود . آقا امام حسين عليه السلام به فردى كه مسئول مخارج بود فرمودند چه مقدار پول داريم ؟ او گفت : دوازده هزار درهم . فرمودند : همه آن را به اين فرد بده . پس دوازده هزار درهم را آوردند و خود امام حسين عليه السلام آن را به فرد گرفتار دادند . البته در اين مورد نيز در بعضى از تواريخ آمده كه امام پول را از پشت در به او دادند . فرد گرفتار دو سه بيت شعر خوانده و آقا امام حسين عليه السلام با ابياتى خطاب به وى فرمودند : من خجالت مى كشم كه بيش از اين ندارم . اين پول را بگير ، اما آن دُرّ گرانبها را نفروش . پول را بگير ، مثل اينكه از من نگرفته باشى ، يعنى آبرويت ريخته نشود . آرى ، رسم اهلبيت عليهم السلام اين بوده كه كسى را كوچك نكنند و بر كسى منت نگذارند . زيرا اگر منت در كار بيايد نه تنها ديگر ثوابى ندارد ، بلكه ممكن است آه فرد نيازمند آتشى بنيان كن شده و نكبت و ذلت دنيا و آتش جهنم را براى انسان فراهم كند .