تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مكه مى آمدى ، در وسط راه فردى خسته به تو گفت آقا يك مقدار مرا سوار كن ، اما تو اعتنا نكرده و رد شدى . اين كار تو استخفاف و سبك كردن ما اهلبيت است . اين كار آزرده خاطر كردن ما اهلبيت است . همچنين به عكس روايت فوق روايات فراوانى در اين باره داريم . از جمله پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به اهلبيت فرموده اند : « من سرّ مؤمناً فقد سرنيو من سرنيفقد سرّ الله » « هر كه دل مسلمانى را بدست آورده و او را خوشحال كند ، مرا خوشحال كرده و هر كه مرا خوشحال كند ، خدا را خوشحال كرده است . » ائمه طاهرين عليهم السلام نيز مى فرمودند : هر كه شيعيان ما را خوشحال كند ، ما را خوشحال كرده و هر كه ما را خوشحال كند ، پيغمبر ( ص ) را خوشحال كرده و هر كه پيغمبر ( ص ) را خوشحال كند خدا را خوشحال كرده است . غضب مؤمن ، غضب خداست . مراد از مؤمن در اينجا آن مقدس دو آتشه نيست ، بلكه منظور شيعه اى است كه گناهكار بوده و حتى ممكن است سر و كارى با مسجد نداشته باشد . اما شيعه است و به همين دليل امام زمان عليه السلام دوستش دارد .

حق شيعه

امام صادق عليه السلام به نقل از خداوند مى فرمايد : « من اهان و لياليفقد بارزنيبالمحاربه » « كسى كه به ولى من اهانت كند ، گناهش مانند جنگ با من ( جنگ با خدا ) است . » از امام صادق عليه السلام سئوال شد يابن رسول الله ، ولى كيست ؟ فرمود : شيعه . حال اين شيعه با منبر و محراب سر و كار داشته يا نداشته باشد ، گنهكار يا مقدس باشد ، تفاوتى ندارد و بايد اين حق مهم را همه ما مراعات نماييم . در حالى كه به جرأت مى توان