بتوان يك تعميركار پيدا كرد هر جا سر بزند جواب سر بالا شنيده و اگر هم تعميركارى براى تعمير به خانه او برود دستمزد كلام مطالبه خواهد كرد . چه بسا براى يك ساعت كار جزئى پانصد تومان مطالبه نموده و در مقابل اعتراض مى گويند مگر نمى دانيد گوشت كيلويى دويست تومان است ؟ !
حال آيا با چنين برخوردهايى ، وجود گرانى و كمبود و بالاتر از آن جنگ ، جاى تعجب دارد ؟ كاسب را مى بينيم كه به فكر برآوردن حاجت مسلمان نيست ، تاجر را مى بينيم كه در مقام گشودن گره از كار كسى نيست و بدتر از همه در ادارات كه وامصيبتاست . بعضى از كارمندان بجاى اينكه گرهى از كار مسلمانى بگشايند دائم به ساعت نگاه كرده و انتظار لحظه خاتمه كار را مى كشند . خدا نكند دقيقه اى از خاتمه وقت ادارى بگذرى و چهار نفر حاجتمند در اتاق باشند . در حالى كه در روايات مى خوانيم اگر كسى به واسطه ايستادن در مقاب شما ذليل و كوچك شود موجب مى گردد كه با صورت در آتش جهنم بيفتد .
يعنى فرضاً آقا پشت ميز نشسته و ارباب رجوع نيز مشغول التماس است ، اما او اصلًا اهميت نداده و وقعى نمى نهد . چنين كسى آتش جهنم را براى خود تدارك مى بيند .
استخفاف اهلبيت عليهم السلام
موسى بن جعفر سلام الله عليه در مكه به منبر رفته بود و حاضرين به سخنان ايشان گوش مى دادند . آقا فرمود : اى شيعيان اينقدر ما را سبك نكنيد ، اينقدر دلمان را آزرده نسازيد و اينقدر ما را استخفاف ننماييد . در اين حال يك ايرانى از ميان جمع برخاسته و گفت : يابن رسول الله به خدا پناه مى بريم ، ما كى به شما اشتخفاف و جسارت كرديم ؟ موسى بن جعفر سلام الله عليه فرمودند : خود تو دو سه روز قبل سواره به قصد