نظير روايت فوق در مورد درون قبر نيز آمده است . زهراى مرضيه سلام الله عليها به مولا اميرالمؤمنين سلام الله عليه وصيت كرده و مى گويد : وقتى مرا در قبر گذاشتى بر سر آن بنشين ، زيرا من از قبر مى ترسم . اما در روايت آمده كه اگر انسان دلى بدست آورده و كسى را خوشحال كند . هنگامى كه او را در قبر مى گذارند ، كارش رفيق او شده و از وحشت قبر نجاتش مىدهد . به راستى چه ثوابى از اين بالاتر است و صد افسوس كه ما چنين اجرى را از دست مى دهيم .
دليلى براى عدم استجابت دعا
همه ب گرفتاريها ، بلايا ، نگرانيها ، قحطى ، گرانى و كمبودها و حتى عدم استجابت دعاها از توجه نداشتن به حاجات مؤمنين سرچشمه مى گيرد .
در زمان حضرت موسى عليه السلام قحطى بزرگى پيش آمده و به اندازه اى زندگى بر مردم سخت شد كه بعضى گربه خورده و بعضى يكديگر را خوردند . اما در اين حال هر چه دعا مى كردند مستجاب نمى شد . حضرت موسى در مناجاتش با خدا در كوه طور گفت : خدايا مردم ترا بسيار مى خوانند ، خدايا اين قحطى و گرانى بلاى بزرگى است ، چرا دعايشان را مستجاب نمى كنى ؟ خطاب شد : هر چه دعا كنند مستجاب نمى كنم ، زيرا اينها به حقوق يكديگر بى اعتنا بوده و به فكر هم نيستند . اينها راجع به حق الناس تسامح مى كنند و حق همديگر را ضايع مى نمايند ، در حالى كه بايد در يكديگر سرور ايجاد نمايند .
بنابراين يكى از مواردى كه دعاى افراد و ملتها مستجاب نمى شود اين است كه ايشان به فكر يكديگر نيستند و متأسفانه با كمال شرمندگى بايد گفت هم اكنون وضعيت جامعه ما تا حدودى اينچنين است . انقلاب اسلامى بوجود آمد تا سنتهاى نيك را زنده كند . اما مثلًا هنوز در ادارات ما