مىگويد : من آخرت را در مقابل اينها كوچك و دنيا را در چشمشان بزرگ جلوه مىدهم . هم از راه گناه مىآيم و هم از راه دين . از راه دين براى مقدسها مىآيم ؛ يعنى از راه ريا ، از راه تظاهر ، اينكه اين ريا است نكن ؛ اين تظاهر است نكن ؛ اين عُجب است نكن . براى مقدّسها از راه وسواس عمل را فاسد مىكند . بالأخره از راهى كه بتواند براى اغواى انسان مىآيد ؛ و غفلت از اين دشمن معلوم است چهها به سر انسان مىآورد .
- دشمن دوّم : هواى نفس
دشمن دوم نفس امّاره و هوى و هوس است . اين نفس امّارهاى كه مثل حضرت يوسف ( ع ) از آن مىترسد و درباره آن خطاب به خداوند عرض مىكند :
( وَ الّا تَصْرِفْ عَنّيكَيْدَهُنَّ اصْبُ الَيْهِنَّ وَ اكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ )
« 1 » در آن وقتى كه از صحنه پيروز بيرون آمده بود باز مىگفت خدا ! اگر تو نباشى بدبخت مىشوم . نفس امّارهاى كه به قول مولوى :
نفس اژدرهاست او كى مرده است از غم بىآلتى افسرده است
هامش
( 1 ) . سوره ى يوسف ، آيه 33 . ترجمه : « ( خدايا ! ) اگر كيد و مكر زنان ( مصر ) را از من برنگردانى ، به آنها گرايش مىكنم ؛ و ( در آن صورت ) از جاهلين خواهم بود » .