خانه خريدم ؛ و بالاخره مىخواهد تا مردم بگويند « بارك الله » . مسجد مىآيد در صف اوّل ، تا مردم بگويند چقدر آدم خوبى است . در حقيقت قبلهاش « مردم » مىشود نه « خانه خدا » نماز را براى مردم مىخواند نه براى خدا . گاهى كه همهاش براى مردم است ، اصلًا چيزى كه در ذهنش نيست خدا است اين كفر است . گاهى ، هم براى خدا و هم براى مردم ، اين شرك است .
- رياكار ، مشرك است
از اين جهت در روايات مىخوانيم به آدم رياكار خطاب مىشود : « يا مشرك ! » زيرا اين نمازى را كه خوانده ، اين روزهاى كه گرفته و حجى كه رفته و انفاق و خيراتى كه كرده ، تنها براى خدا نبوده براى مردم هم بوده است . تظاهر و ريا ، واقعاً شرك است ، مگر بُتپرست چه مىگويد ؟ بُتپرست ، هم خدا را مىپرستد و هم بُت را :
( هؤُلآءِ شُفَعآؤُنا عِنْدَ اللهِ )
« 1 » اگر هم ديگر اصلًا اسمى و رسمى از خدا در دلش نباشد وامصيبتا ! كه قرآن مىفرمايد اين شخص در سر حدّ كُفر است .
چيزى كه بايد به آن توجّه داشته باشيم ، اين است كه ريا ، گاهى فوقالعاده مخفى است . يعنى انسان ممكن است عمرى ريا كند ، اما
هامش
( 1 ) . سوره يونس ، آيه 18 . ترجمه : « ( مىگويند ) اين بتان شفيعان ما نزد خدا هستند » .