تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
از بس گوسفندانش زياد شد از مدينه خارج شد و رفت خارج شهر و نماز و منبر و محراب از دستش گرفته شد . تا اينكه آيه زكات آمد : ( خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَة تُطَهِّرُهُمْ و تُزَكّيهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَيْهِمْ انَّ صَلواتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ) « 1 » پيغمبر اكرم ( ص ) دو سه نفر را فرستادند پيش ثعلبه تا از او زكات بگيرند . ثعلبه حساب كرد ديد خيلى بايد زكات بدهد . گفت كه خودم مىآيم خدمت پيغمبر اكرم . دو دفعه فرستادند تا زكات را بدهد باز هم نداد . دفعه سوم گفت كه اين زكات جزيه است كه از نصرانيها مىگيرند . پيغمبر مىخواهد از من هم جزيه بگيرد . پس چه فرقى بين مسلمان و نصرانى ؟ اين خبر را به پيغمبر اكرم ( ص ) دادند . حضرت ناراحت شدند . ثعلبه يك وقت متوجّه شد كه خيلى بد كرده . لذا آمد خدمت آن حضرت . گفت يا رسول الله ! غلط كردم . پيغمبر اكرم ( ص ) با او آشتى نكرد . تا اين كه حضرت از دنيا رحلت كرد . بعد هم صحنه جورى شد كه ابابكر هم نتوانست از او زكات بگيرد . آمد كه بدهد اما نتوانست . عمر هم نتوانست ؛ تا اينكه عثمان از ثعلبه زكات گرفت . اين قضيّه چه چيزى به ما مىفهماند ؟ ما كه چيزى سرمان نمىشود . حالا جوان ! اگر خدا بعضى از دعاهايت را مستجاب نمىكند بهتر است
هامش
( 1 ) . سوره ى توبه ، آيه ى 103 . ترجمه : « زكات مالشان را بگير تا آنها را تطهير و تزكيه كنى ؛ و دعايشان كن كه دعاى تو مايه ى آرامش آنان است . »
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 256 | الشيخ حسين المظاهري