خمس الآن و گذشتهها را بدهد ، تدارك كند ، گناه هر چه بزرگ باشد ، آمرزيده مىشود .
اينهم قسم دوم ؛ هر دو حقّ الله بود ؛ يكى جبران داشت ، يكى نداشت .
قسم سوم حقّالنّاسى است كه جبران نمىخواهد ؛ مثل غيبت . غيبت گناهش خيلى بزرگ است . به اندازهاى است كه در روز قيامت ، زبانهاى دو گروه از مردم از بس بزرگ مىشود روى زمين مىافتد و مردم آن را پايمال مىكنند . يك دسته آن زنهائى كه در مقابل شوهرشان پرخاشگر باشند . و دسته دوم آنان كه عيبجوئى و غيبت مىكنند . قرآن مىفرمايد : ( وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَة لُمَزَة ) « 1 » واى به كسى كه زخم زبان بزند ، عيبجوئى كند ، تهمت بزند . در روز قيامت غيبت كننده و تهمت زننده را پنجاه هزار سال روى تلّ چرك و خون نگاه مىدارند تا مردم از حساب فارغ بشوند ؛ بعد او را به جهنم مىبرند . اما اگر توبه كند ، ديگر غيبت نكند ، شرمنده از اين كارهاى زشتش بشود و خود را اصلاح كند ، خدا مىآمرزد مثل اينكه تازه متولد شده . و اگر بتواند آن تهمتى را كه زده برود رفع كند و آبرويش را حفظ كند . برود از كسى كه غيبت كرده رضايت بگيرد . البته اين كارهاى خوبى است . ولى بالاخره جبرانش همان پشيمانى مىباشد . اينهم قسم سوم .
هامش
( 1 ) . سوره ى همزه ، آيه ى 1 .