او مىاندازد .
بنابراين از نظر قرآن ، براى آدم وسواسى يك شيطان است ؛ ولو اينكه اين شيطان را نمىبيند . در خانه باشد ، خوابيده باشد . در موقع نماز و وضو و غسل ، همه جا شيطان با اوست . دائماً هم با او حرف مىزند . اما حرف زدنش اين است كه مثلًا در وقتى كه وضو مىگيرد
مىگويد نشد ؛ يكى ديگر ؛ اين وضو باطل شد ؛ صورت خوب شسته نشد ! يا در موقع غسل كردن ، وقتى آب به سر و گردن مىريزد و آنها را مىشويد ، شيطان مىگويد نشد ! و اين شيطان در موقع غسل كردن او را بسيار معطّل مىكند . هر چه با آن شيطان رفيقتر و نزديكتر باشد ، غسل را هم بيشتر طول مىدهد .
اين خطوراتى كه در دل انداخته مىشود دو قسم است : گاهى مستقيم است ، يعنى راستى گناه را شيرين جلوه مىدهد و مىگويد كه چشمچرانى كن ؛ غيبت كن ؛ تهمت بزن . اما گاهى خنّاس است و معناى خنّاس اين است كه وسوسه مىكند با توجيهگرى . افرادى كه وسواسى هستند اينگونهاند ، يعنى نمىگويند اين كار ما حرام است يا غسل ما باطل است ؛ بلكه مىگويند غسل ، همين است كه مىكنم . مىگويند مردم نجساند و من پاكم ! در صورتى كه خودش نجسترين مردم است . همه مردم را نجس و خودش را پاك مىداند . پس وسوسه دو قسم شد ، يكى وسوسه يا خطوراتى كه به طور مستقيم انسان را به گناه وامىدارد و قسم ديگر ، وسوسه خنّاس است . يعنى علاوه بر اينكه وسوسه مىكند
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٩