( قَدْ جآءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ و كِتابٌ مُبينٌ يَهْديبِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَيالنُّورِ بِاذْنِه وَ يَهْديهِمْ اليصِراطٍ مُسْتَقيمٍ )
« 1 » خدا به واسطه اين قرآن ، راههاى سلامتى را به انسان نشان مىدهد . اما نه به همه ، بلكه به افرادى كه خدا از آنها راضى باشد . به افرادى كه دست عنايت خدا روى سرشان باشد . از ظلمتها آنها را به نور مىكشاند ؛ و نور خدا در دلشان جلوهگر مىشود . « وَ يَهْديهِمْ اليصِراطٍ مُسْتَقيمٍ » راه راست ، آن راهى كه منجر به بهشت مىشود ، را خداوند به واسطه قرآن ، به اينها نشان مىدهد . نظير اين دو آيهاى كه خواندم در قرآن زياد است كه مؤمن الهام دارد . مؤمن يك خطوراتى دارد كه به واسطه آن خطورات مىتواند حقّ را از باطل و باطل را از حقّ تميز بدهد . به قول قرآن مىتواند راههاى سلامتى را پيدا كند .
معمولًا اينطور افراد در بنبستها نمىمانند . هر چه رابطه با خدا بيشتر باشد ، اين الهامات بيشتر است . امام سجّاد ( ع ) به زينب مظلومه ( ع ) فرمود :
« انْتِ بِحَمْدِ اللهِ عالِمَة غَيْرُ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَة غَيْرُ مَفَهَّمَة » « 2 » زينب جان ! تو يك عالِمى هستى كه معلّم نديدى و يك فهميدهاى
هامش
( 1 ) . سوره ى مائده ، آيات 15 و 16 .
( 2 ) . احتجاج طبرسى ، صفحه ى 166 .