و منجر به عقدهها براى بچّهها شده است . چه بسا كه اين رذيله ، افراد را از جامعه مطرود كرده و يك حالت گوشهگيرى به او داده است ؛ و اگر اسم آن را به جاى وسواسى ، ديوانگى بگذاريم ، اشتباه نكردهايم . وسواس يعنى ديوانه .
مرحوم ثقةالاسلام كلينى ( ره ) در جلد اول اصول كافى ، در باب عقل و جهل چنين نقل مىكند : كسى آمد خدمت امام صادق سلامالله عليه و از عقل كسى تعريف كرد ؛ در ضمن تعريف گفت : يابن رسول الله ! اين فرد در وضو و نماز وسواس است . حضرت فرمودند : عجب عاقلى است كه تابع شيطان است و به اندازهاى تبعيّت او از شيطان معلوم است كه اگر از خودش بپرسند كه كارهاى تو كارهاى عاقلانه است يا كارهاى شيطانى ، خودش هم مىگويد كارهاى شيطانى « 1 » .
سه بحث درباره وسواسى به طور فشرده بايد بكنيم . يكى معناى وسوسه و اقسام آن . يكى هم اينكه وسوسه از كجا سرچشمه مىگيرد ؛ و يك بحث هم اينكه اين صفت و رذيله خطرناك را چطور بايد معالجه كرد .
- الهام رحمانى
انسان دو نحوه خطورات دارد . يك نحوه مربوط به خدا است و آن
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 1 ، صفحه ى 19 .