يا حارِ هَمْدانَ مَنْ يَمُتْ يَرَني مِنْ مُؤْمِنٍ اوْ مُنافِقٍ قُبُلًا « 1 »
حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) به حارث هَمدانى فرمودند : حارث ! دم مرگ همه مرا مىبينند . با اجازه اميرالمؤمنين ( ع ) بايد قبض روح بشويم . اگر ايمانش مستقرّ نباشد ، كامل نباشد ، يقين نداشته باشد ، و اگر ايمان او عاريهاى باشد ، آن وقت شيطان خيلى كار مىكند : يك طرف شيطان ، يك طرف حبّ به دنيا . چنگالهاى دل او به اين دنيا بند شده است . يك معنى اين كه روح او به سختى قبض مىشود ، همين است . در روايات مىخوانيم كه جان بعضىها مثل رگى كه از بدن بيرون كشيده شود ، گرفته مىشود . يعنى مىخواهد نرود ولى او را به زور مىبرند . به زور جان او را از بدنش بيرون مىكشند . وقتى كه اميرالمؤمنين ( ع ) اجازه دهد و ملك مقرّب پروردگار عالم ، بخواهد جان او را بيرون بكشد ، او دلش نمىخواهد . جان مىدهد در حالى كه دشمن عزرائيل است . العياذ بالله دشمن اميرالمؤمنين ( ع ) است . دشمن خداست . با اين حال از دنيا مىرود . نه تنها ايمان ندارد بلكه مىرود در حالى كه بُغض خدا و اميرالمؤمنين ( ع ) و عزرائيل در دل اوست . در حالى كه بُغض ملائكهاى كه اطراف اويند ، در دل اوست . من از همه ، مخصوصاً از جوانها ، تقاضا دارم اين دعا را زياد بخوانند : « اللّهُمَّ اجْعَلْ عاقِبَة امْرِنا خَيْراً » يعنى خدايا عاقب ما را بخير كن . نكند هفتاد سال يا
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه ى 238 .