ميا افراد جامعه گردش كند و همهء امت اسلامى از رفاه نسبى برخوردار باشند . اسلام مىخواهد در جامعه اختلافات طبقاتى وجود نداشته باشد ، گروهى داراى ثروت بسيار و گروهى در نهايت فقر و بيچارگى نباشند .
توصيهء اسلام اين است كه ثروتمندان زندگى سادهاى داشته باشند و مازاد داراى خود را به فقرا و نيازمندان بدهند تا آنها هم از زندگى سادهاى برخوردار شوند . در جامعهء اسلامى ، چنانچه كسى به خوراك ، پوشاك و مسكن نيازمند باشد ، اولا دولت اسلامى و ثانيا امت اسلام مسئول هستند .
در قرآن كريم ، عبادت مالى گاهى به زكات و گاهى به انفاق تعبير شده است . انفاق در لغت به معناى رساندن ، راه مصرف باز كردن و پر كردن شكافهاست . در اسلام بعد از اصل ايمان ، مهمترين اصل عملى اقامهء نماز و انفاق است . نماز ارتباط با خداوند و انفاق ايجاد رابطه با مردم با نيّت الهى است . خداوند در سورهء بقره كه ويژگيهاى انسانهاى پرهيزگار را برمىشمرد ، مىفرمايد :
الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون . « 1 »
آنانكه به غيب ايمان مىآورند و نماز مىگزارند و از آنچه روزيشان دادهايم ، انفاق مىكنند .
در اين آيهء شريفه يكى از ويژگيهاى مؤمنان ، انفاق در راه خداوند شمرده شده است ، زيرا مؤمن مردمگراست . همانطور كه به خود و خانوادهاش مىانديشد ، بهنيازهاى مردم جامعهء خود نيز فكر مىكند و از علم ، قدرت ، مقام ، شخصيت ، قدم ، زبان ، قلم و مال خود در راه خدمت به مردم جامعه استفاده مىكند . در اين آيهء شريفه به جاى لفظ زكات ، انفاق آورده شده است و مىتواند معناى زكات را هم در بر داشته باشد ، زيرا در قرآن كريم در برخى
هامش
( 1 ) . قرآن ، بقره / 3 .