اين آيهء شريفه يكم معناى ظاهرى و يك معناى تأويلى دارد . معناى ظاهرى آن چنين است كه اسلام نمىخواهد كه شخصيت انسانى پايمال شود و جان و مال و ناموس او مورد تعرض قرار گيرد . انسان نزد خداوند به اندازهء يك دنيا ارزش دارد .
بنابراين ، اگر كسى انسانى را بكشد ، مانند آن است كه همهء مردم دنيا را كشته باشد و اگر كسى بتواند انسانى را از مرگ نجات دهد ، به مثابه آن است كه به همهء مردم زندگى بخشيده است .
امام صادق ( ع ) در تفسير اين آيهء شريفه به يك معناى تأويلى اشاره مىكنند و آن معنا اين است كه اگر كسى موجب انحراف شخص ديگرى شود ، مانند اين است كه مردم جهان را به گمراهى كشانيده و از ميان برده است . با اين تفسير ، اگر معلمى با سخنان خود موجب گمراهى دانشآموزى شود ، به منزلهء آن است كه تمام مردم جامعه را گمراه كرده است . همينطور اگر مادر و پدرى در منزل با رفتار ناشايست خود باعث شوند كه فرزند آنان به انحراف كشيده شود ، گناهى در حد گمراهى كل جامعه بر گردن آنهاست .
عكس اين موضوع نيز صادق است ، اگر معلمى با سخنان خود موجب هدايت دانشآموزى شود يا پدر و مادرى با انجام دادن اعمال شايسته و اهميت دادن به واجبات دين ، سبب شوند كه فرزند آنان فضيلتها را كسب كند و به انجام دادن احكام دينى پايبند شود ، از اجر و پاداش بزرگى بهرهمند مىشوند و ثواب آن به حدى است كه گويا تمام مردم جهان را زندگى بخشيدهاند . اگر ما براى امر به معروف و نهى از منكر جز اين آيهء شريفه دستورى نداشتيم ، همين آيه كفايت مىكرد .
نمونههاى تاريخى
امر به معروف و نهى از منكر به توصيهها و اندرزهاى كوچك در زندگى