تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه زندگى (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
قضا روز شنبه بيشتر از روزهاى ديگر ماهى روى آب مىآمد ، به خصوص حركت آزادانه ماهيهاى بزرگ بر روى آب مردم را وسوسه مىكرد كه آنها را بگيرند و چشم‌پوشى از آن ماهيها براى مردم آن سرزمين مشكل بود . آنان به گمان خود مىخواستند ، خداوند را فريب دهند و با پروردگار حيله كنند . به اين دليل حوضچه‌هايى ساختند كه با دريچه‌هايى به دريا ارتباط داشت ، وقتى آب دريا به اين حوضچه‌ها مىريخت ، ماهيها هم در آن حوضچه مىافتادند و با بسته شدن دريچه‌ها ديگر نمىتوانستند خارج شوند . مردم هم روز يكشنبه اين ماهيها را مىگرفتند و به خيال خود ، حيلهء شرعى به كار مىبردند . قرآن كريم مىفرمايد كه پروردگار عالم ، اهل قريه را به سبب نافرمانى را دستور الهى به صورت خوك و ميمون در آورد و حسب برخى روايات آنان بعد از سه روز به هلاكت رسيدند . در قرآن كريم آمده است كه اين مردم سه دسته بودند : يك دسته كسانى بودند كه با سرپيچى از فرمان الهى به گرفتن مالى مبادرت مىكردند و از گناهكاران بودند . دسته دوم ، كسانى بودند كه امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و كار گناهكاران را نيرنگ و خدعه با خداوند مىدانستند و دستهء سوم ، كسانى بودند كه ماهى نمىگرفتند ، اما امر به معروف و نهى از منكر نيز نمىكردند و به مسائل موجود در جامعهء خود بىاعتنا بودند . هنگامى كه عذاب الهى نازل شد ، از ميان اين گروهها ، فقط كسانى نجات يافتند كه امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و گناهكاران و بىاعتنايان به هلاكت رسيدند ، زيرا كسانىكه گناهى را شاهد باشند و امر به معروف و نهى از منكر نكنند ، در آن گناه با گناهكار شريك‌اند . داستان ديگرى كه در قرآن كريم دربارهء ترك امر به معروف و نهى از منكر آمده است ، دربارهء قوم شعيب است . به حضرت شعيب ( ع ) خطاب شد ،