تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه زندگى (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
است ، آمادگى و رعايت ادب حضور مىباشد . علماى دين نيز براى حضور در مكانهاى مقدس خود را از قبل آماده مىكردند و با آمادگى كامل در آن مكانهاى روحانى و پرفضيلت حاضر مىشدند . علامهء مجلسى ( ره ) حكايت مىكرد كه روزى قصد كردم به عتبات عاليات بروم . ابتدا به نجف اشرف رفتم . وقتى خواستم به حرم حضرت على ( ع ) بروم ، آمادگى روحى لازم براى حضور در آن مرقد مطهر را در خود احساس نكردم . بنابراين ، تصميم گرفتم تا ده شبانه‌روز با توصل و رازونياز به درگاه الهى آمادگى لازم را كسب كنم . روزها در حالىكه روزه بودم ، در وادى السلام‌مقام امام زمان ( عج ) - به دعا و رازونياز با پروردگار مىپرداختم و شبها در رواق مطهر حضرت على ( ع ) عبادت مىكردم . بدين ترتيب ، در اين مدت به حرم حضرت على ( ع ) داخل نشدم و ادب حضور را مراعات كردم و فقط از دور به آن حضرت سلام مىدادم . بعد از گذشت نه روز ، در شب دهم حالت كشف براى من حاصل شد . ديدم در سامرا هستم و امام زمان ( عج ) بر مزار پدر بزگوارشان زيارت مىخوانند . وقتى حالت كشف تمام شد ، در همان موقع ، پياده از نجف به سوى سامرا حركت كردم . پس از چند روز زيارت و عبادت در آنجا ، به زعم اينكه آمادگى لازم را به دست آورده‌ام ، مىخواستم به سوى نجف اشرف حركت كنم كه در يك حالت روحانى چشمم به جمال امام زمان ( عج ) روشن شد و آن حضرت را ديدم كه بر مزار پدرشان به خواندندعا و زيارت مشغول‌اند . همانجا ايستادم و به شيوهء مداحان ، زيارت جامعه را خواندم . سپس آقا فرمودند : « بيا اينجا ! » ابهت و شكوه آقا مرا گرفته بود ، به طورى كه نمىتوانستم قدم بردارم . حضرت با دست مبارك اشاره كردند و فرمودند : « بيا بينشين ! » من هم آهسته خدمت امام رسيدم . آن بزرگوار دست مبارك خود را روى كتف من گذاشتند و فرمودند : « نعم الزيارة هذا ؛ چه زيارت خوبى است ! » عرض كردم : « آقا اين
برنامه زندگى (فارسى) — صفحة 112 | الشيخ حسين المظاهري