« يا ايُّهَا النّاسُ انَما بَغْيُگُمْ عَلي انْفُسِكُمْ مَتاعَ الحَيوةِ الدُّنْيا ثُمَّ الَيْنا مَرْجَعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
« 1 » »
اى بشر ، گناه شما « انما بغيكم » ظلم شما ، دو نتيجه سوء دارد يكى در دنيا « بغيكم علي انفسكم متاع الحيوه الدني ا » در اين زندگى دنيا ، ظلم شما ، دست و پا پيچ خودتان مىشود و عاقبت بخير نمىشويد ، « ثم الينا مرجعكم » يك آخرتى هم هست ، آنجا هم از آتش ظلم بترسيد .
آن آيه با اين آيهء شريفه يكى است « و اذا قيل لهم » وقتى كه به اينها گفته مىشود ، « اتقوا » بترسيد و خود نگهدار باشيد ، « ما بين ايديكم » در دنيايتان « و ما خلفكم » در پشت اين دنيا ( يعنى در آخرت ) « 2 » « لعلكم ترحمون » . از اين « لعلّ » كه در اينجا به خدا نسبت داده مىشود ، بايد نتيجه را گرفت . به قول ما طلبهها كه مىگوييم « خُذِ الغاياتِ وَ اتْرُكِ المَبادي « 3 » » در اينجا « لعلكم ترحمون » يعنى خدا دوست دارد كه به شما رحم كند ، كه مرحوم واقع شويد ، مورد عنايت خدا واقع شويد و دست عنايتش بر سر شما باشد . جواب « اذا قيل » نيامده است . جوابش چيست ؟ يعنى وقتى گفته مىشود تقوى بخرج دهيد هنوز نتيجه اين شرط نيامده و كلام ناتمام است تا جواب و يا جزاى شرط بيايد ولى جواب شرط همان حالت اولى است كه قبلًا ذكر شد ، يعنى غفلت و بىتفاوتى در برابر گناه است . در نتيجه آيه چنين معنا مىشود كه وقتى با اين مردم لاابالى حرف مىزنى و مىگويى از دنيا و آخرتشان بترسند ، با بىتفاوتى رد مىشوند و اصلًا جوابت را نمىدهند . « اذا قيل » در اينجا اصلًا جواب ندارد ، يعنى مردم اصلًا جوابت را نمىدهند و با بىتفاوتى رد مىشوند . مثل اين كه چيزى نشنيدهاند .
هامش
( 1 ) - سورهء يونس ، آيه 23 ترجمه : اى مردم ( بدانيد ) شما هر ظلم و ستم منحصراً به نفس خويش كنيد در پى متاع فانى دنيا ، آنگاه در آخرت كه به سوى ما باز مىگرديد شما را به آنچه ( از نيك و بد كردهايد آگاه مىسازيم ( و هر كس را به كيفر اعمالش مىرسانيم )
( 2 ) - روى الحلبى عن ابىعبدالله ( ع ) : قال : معناه اتقوا ما بين ايديكم من الذنوب و ما خلفكم من العقوبة ( مجمعالبيان ، ج 8 ، ص 427 ) .
( 3 ) - نتيجه را بگير و مقدمات را رها كن يعنى مقدمات رحمت اميد و شوق و . . . در خداى تعالى نيست ولى محبت و رأفت هست ، چون « لعل » به معنى اميد است كه مورد مرحمت او واقع شويد ديگر در خداى تعالى اميد و . . . نيست بله رحمت و مهربانى و . . . هست كه نتيجه اين مقدمات است .