جلسه دهم
بسم الله الرحمن الرحيم
رَبِّ اشّرَحْ لي صَدْري وَ يَسِرْلي امْري وَ احْلُلْ عُقْدةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
خلاصه بحث گذشته
در بحثهاى گذشته از قرآن نتيجه گرفتيم كه : افعال ما ، گفتار ما ، بلكه افكار ما از دل ما سرچشمه مىگيرد . اگر دل پاك و سالم باشد ، معمولا فكر ما ، گفتار ما و كردار ما پاك است ، نيك است و سالم است ، اما اگر دل ناپاك شد ، صفت رذيلهاى در آن رسوخ كرد و بر آن حاكم شد معمولًا فكر ما ، گفتار ما و كردار ما ، از آن صفت رذيله سرچشمه مىگيرد و ناپاك مىشود . لذا قرآن مدعى است كه من آمدهام « دل » بسازم . بعثت همهء انبيا و نازل شدن همهء كتابها و من جمله قرآن براى پاكسازى بشر آمده است ، زيرا اگر سرچشمه درست شود ، معمولًا آب گلآلود نيست و اگر هم گلآلود شد ، موقت است و قابل جبران . اين مطلب را در توضيح آيات اول سوره اثبات كرديم و در بحث قبل متذكر شديم . چون رسم قرآن بر اين است كه بعد از گفتن مطلب مثالى و داستانى هم مىآورد تا گفتهاش جا بيفتد و به قول ما طلبهها اوقع در نفس شود ، قضيه انطاكيه را پيش كشيده است ، كه به طور خلاصه آن را از نظر قرآن و روايات نقل كردم . همانطور كه روايات و تاريخ مىگويد از خود قرآن مىتوانيم نكات دقيق و لطيفى را كه درون مثال نهفته است بيرون بياوريم و انشاءالله اين كار را خواهيم كرد .
بررسى دقيق تر آيات :
حالا بهتر است اين مثال را از روى قرآن بخوانيم و آيات را يكىيكى ترجمه كنيم . « واضرب لهم مثلا اصحابالقرية » اينجا « ال » قريه « ال » عهد است يعنى اى