امُّ الكِتابِ
« 1 » » خداى تعالى هر چه را خواهد از احكام و يا حوادث عالم محو و هر چه را خواهد اثبات مىكند و اصل كتاب ( آفرينش ) نزد اوست .
اين امالكتاب ( مادر كتاب و اصل كتاب ) همان امام مبين و كتاب مبين و كتاب است . در روايات مىخوانيم لوح محفوظ است « 2 » . ما يك لوح محفوظ داريم و يك لوح اثبات . اما على كل حال اين عالم هستى و اين نظام اتم را لوح محفوظ مىگويند . پروردگار عالم نه فقط اين كرهزمين را ، كه اين عالم هستى را خلق كرد « وجعل قلم بما كان و بما يكون » با يك نظام اتمى اين عالم هستى موجود است . اين براى ماست كه گذشته و حال و آينده داريم ، چون ما در زمانيم براى ما حال و آينده و گذشته وجود دارد . اما آنكس كه در ما فوق زمان است ديگر حال و آينده و گذشته ندارد .
بطور مثال ، در نظر بگيريد كه شما داخل ساختمانى نشستهايد ، عدهاى در يك صف دارند از مقابل در ، عبور مىكنند افرادى از برابر در ، رد شدهاند ، اينها « گذشته » اند ، يك عده هنوز نرسيدهاند . اينها « آينده » اند و يك عده هم درست مقابل در قرار گرفتهاند ، اينها « حال » اند . ديد شما در اينجا محدود است ، چون در برابر يك گذشته : يك آينده و يك حال قرار گرفتهايد ، يعنى افرادى كه رفتند ، افرادى كه نيامدهاند ، و افرادى كه جلوى در ، مقابل شما هستند . اما اگر كسى روى پشتبام باشد ، همه را مىبيند ، ديگر برايش نه حال وجود دارد نه آينده و نه گذشته ، همهشان را يك دفعه مىبيند ، عالم هستى در مقابل عالم ربوبى آينده و گذشته و حال ندارد .
وَ ما امْرُنا الّا واحِدَةٌ كَلمحٍ بِالْبَصَر
« 3 » كارها يك امر است ولى شما حال و آينده و گذشته را خيال مىكنيد . اين عالم هستى را لوح محفوظ گويند . در بعضى از روايات « امام مبين » به « علم خدا » تفسير شده است . اين هم درست است ، زيرا علم خدا به همه چيز بطور اتم و اكمل است و اصلًا طبق بيان گذشته براى علم او زمان هم مطرح
هامش
( 1 ) - سوره رعد ، آيه 39 .
( 2 ) - فى تفسير علىبنابراهيم « و كل شيى احصيناه فى امام مبين اى فى كتاب مبين و هو محكم » در تفسير علىبن ابراهيم امام مبين را به كتاب مبين معنا فرموده است . ( تفسير نورالثقلين / ج 4 / ص 379 ) .
( 3 ) - سوره قمر ، آيه 50 « و فرمان ما در عالم يكى است ( و هيچ تبديلپذير نيست ) و در سرعت به مانند چشم بهمزدنى انجام يابد .