وجه بيان فرمودهاند و اشكالات منحرفين و مغرضين و جهال را جواب گفتهاند . ايشان در پاسخ از اين اشكال كه : « شفاعت خواستن از مردگان شرك است . » فرمودهاند : « شفيعان ما بعد از رحلت از اين دنيا مرده به شمار نمىروند ، آنها زندگان جاويدند ، و اوواح و خلود و احاطهءكامل و اشراف تام آنها به عالم ، از امور حتمى است . » بنابراين پيغمبر و امامان ( ع ) بعد از رحلت چون چوب و سنگ و ديگر جمادات نيستند كه شفاعت خواستن از آنها شرك باشد و كار لغو و بيهودهاى به شمار رود .
سپس شفاعت را چنين بيان فرمودهاند : « شفاعت در حقيقت دعا كردن پيغمبر و امام ( ع ) است و خداوند به واسطهء آنها گناهكار را مىآمرزد . البته بديهى است كه شفاعت بدين معنا دخالت در كار خداوند نيست ، بلكه به اذن خداوند است . »
پس همانطورى كه ما براى خود و ديگران دعا و طلب آمرزش مىكنيم پيغمبر و امام ( ع ) هم روز قيامت براى امت خويش دعا و طلب عفو مىكنند و روشن است كه دعاى پيغمبر و اهلبيت عصمت و طهارت ( صلواتالله عليهم اجمعين ) حتماً مستجاب مىشود .
البته ، استاد بزرگوار ما ، رهبر عظيمالشأن انقلاب ، به دو معناى پيشين از شفاعت ، يعنى « رهبرى و امامت » و « وساطت در فيض » قائل هستند و اين معناى اخير را متناسب با اشكالات و شبهات مطرح شده از سوى مخالفان و رد جهال و مغرضان طرح فرمودهاند .
معاد در قرآن (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٠٠