به قدر وسعت وجوديشان ، « وحى » مىشده است و از نظر اصل القاى وحى به آنان از جانب خداى سبحان ، تفاوتى وجود ندارد . ولى تفاوت ميان پيامبران از نظر علم و سعهء وجودى بسيار زياد است .
در اين ميان حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله ( ص ) و اوصياى گرامى ايشان ( ع ) ، چون بهمعناى حقيقى « انسان كامل » اند و « تجلّى حقتعالى با همهء اسماء و صفات حتّى اسماء و صفات مستأثره » هستند ، از امتيازات ويژهاى برخوردارند و در رتبهء بسيار بالاتر قرار دارند .
2 ) هدايت تكوينى ( معجزه ) : هر پيامبرى بايد براى اثبات نبوّت خود معجزه داشته باشد . و معجزه آن است كه احدى نتواند آن را بياورد ، گرچه اهل رياضت يا كرامت باشد . نظير عصاى حضرت موسى ( ع ) كه اژدها شد و زنده كردن مردگان توسّط حضرت عيسى ( ع ) و نزول قرآن كريم كه معجزهء جاويد نبىاكرم ( ص ) است .
3 ) عصمت : با كمى دقّت روشن مىشود كه انبياء عظام و اوصياء گرامى ( ع ) از گناه و خطا و سهو و نسيان محفوظ هستند . عصمت يكى از ابزار مهم رسالت پيامبران است و با دلايل روشنى نياز و وجود آن اثبات مىگردد كه در اين نوشتار مختصر امكان پرداختن به آن دلايل نيست .
4 ) تزكيه : از قرآن شريف استفاده مىشود كه همهء پيامبران بهخصوص حضرت خاتم الانبياء ( ص ) براى تزكيه و تهذيب نفوس بشريت مبعوث شدهاند . وقتى چنين باشد طبعاً خود آن بزرگواران نيز نبايد رذيلهاى داشته باشند ، بلكه عقل حكم
عصاره دين (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٧