اموالى كه تعلّق به خودش ندارد را از زندگى خود مجزّا ساخته و با رضايت كامل به اهل آن پرداخت مىكند . در انفاق ، دلهره از تنگدستى ندارد و درك مىكند كه آنچه براى رضاى خداى تعالى به ديگران مىبخشد ، براى او ذخيره مىشود و باقى مىماند .
كسى كه شرح صدر دارد از شخصيت و موقعيت اجتماعى مطلوبى برخوردار مىشود و در صورت به دست آوردن قدرت يا رياستى چند روزه و يا ثروتى كه معلوم نيست تا چه زمانى ماندگار باشد ، خود را نمىبازد . كسانى كه هنگام اخذ يك درجهء اجتماعى يا رسيدن به يك مقام و منزلت دنيوى ، فوراً خود را گم مىكنند و با فخر فروشى به ديگران و ظلم به زيردستان ، شخصيت اجتماعى خود را تباه مىكنند ، شرح صدر ندارند .
كسى كه بعد از ثروتمند شدن دين خود را از دست مىدهد و ظرفيت تحوّل ندارد ، بايد پى به نقصان سعهء صدر خود ببرد . خانمى كه با اندكى تغيير در وضعيت مالى يا علمى ، در اوّلين اقدام ، چادر خود را از دست مىدهد ، شرح صدر ندارد و بايد بداند در مقابل گناهان بزرگتر ، راحتتر و زودتر خود را خواهد باخت .
راهكارهاى عملى تحصيل سعهء صدر
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه انسان چگونه مىتواند شرح صدر پيدا كند ؟ در پاسخ بايد گفت كه در مباحث اخلاقى و به ويژه در موضوع تهذيب نفس ، يك قاعدهء كلى وجود دارد و آن اينكه صفات نيك و بد آدمى موجب انجام اعمال نيك و بد توسّط او مىشود و در مقابل ، انجام اعمال نيك و بد ، صفات نيك و بد او را تقويت مىنمايد .
فضائل و رذائل اخلاقى در وجود آدمى شبيه باطرى اتومبيل كار مىكند . باطرى اتومبيل به اجزاء ماشين برق مىدهد و آنها را به حركت و جنبش مىاندازد و در اثر جنب و جوش آن اجزاء ، برق خود را تقويت مىكند . رابطهء ايمان و عمل انسان نيز به همين شكل است . ميزان ايمان هر انسانى ، نحوهء عمل او را تعيين مىكند و عملكرد او در ميزان ايمانى كه دارد ، تأثير خواهد گذاشت .