تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

همه از اين سخن ، به گريه افتادند و اقرار كردند كه بهترين پيامبران بوديد . ما را از جاهليّت و بربريّت نجات داديد و كتابى مانندِ قرآن را از طرف خداوند به ما عطا فرموديد . پس از تصديق حضّار ، روايتى را كه بارها خوانده بودند ، باز به مردم يادآور شدند : « إِنِّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِى أَبَدا » « 1 » من از بين شما خواهم رفت ، امّا دو پشتوانهء گران‌بها در ميان شما باقى مىگذارم : يكى قرآن و ديگرى عترت . اگر سعادت دنيا و آخرت را مىخواهيد ، بايد در يك دستتان قرآن باشد و در دست ديگر ، عترت ، و الا عاقبتى جز ضلالت نخواهيد داشت . بعد از آن به منزل آمدند ، امّا بيمارى ايشان بسيار سخت شده بود . گاهى چشم‌باز مىكردند و جمله‌اى مىگفتند و گاهى چشم‌ها را مىبستند و ساكت بودند . از جمله چيزهايى كه فرمودند اين بود كه هفت درهم از بيت‌المال نزد عايشه است ، به او بگوييد آن را بياورد كه تا زنده هستم ، آن را به اهلش برگردانم . گاهى هم در حالىكه سر مباركشان در دامان اميرالمؤمنين ( ع ) بود ، مىفرمودند :

هامش
( 1 ) . مصادر اين حديث ، در فصل سوّم ذكر شد .