در فصل ششم از آن چه پس از رحلت پيامبر مكرّم اسلام ( ص )
اتّفاق افتاد تا زمانى كه اميرالمؤمنين ( ع ) بر مسند خلافت نشستند ، مطالبى بيان مىشود .
سقيفهء بنى ساعده
نخستين واقعه ، كه آغاز و ريشهء تمامى اتّفاقات پس از آن بود ، « سقيفهء بنىساعده » است ؛ مصيبت بزرگى كه در جهان اسلام اتّفاق افتاد و ائمّهء اطهار ( ع ) اين روز را روز مصيبت مىدانستند .
بعد از بيمارى پيامبر اكرم ( ص ) و شدّت يافتن مريضى ايشان ، خبردار شدند كه ابوبكر به جاى ايشان براى اقامهء نماز جماعت به مسجد رفته است . پيامبر ( ص ) ناراحت شدند كه بدون اجازه و اطلاع ايشان قرار است اين كار انجام شود . به مسجد آمدند و در حالى كه نماز خواندن براى ايشان مشكل بود ، به حالت نشسته نماز را خواندند . بعد از نماز ، ابتدا فرمودند : اين نماز مختصّ من بود . كس ديگر نمىتواند به صورت نشسته نماز بخواند و مأمومين ايستاده به او اقتدا كنند .
پس از آن فرمودند : من اين روزها از ميان شما خواهم رفت . هر كس حقّى بر من دارد ، بيايد و حقّش را بگيرد كه در روز قيامت توان پاسخگويى به او را ندارم .
بعد از آن ، از همهء حاضرين پرسيدند : من چطور پيامبرى براى شما بودم ؟